از چین فرهنگ و کتاب نمیآید فقط کالا میآید و کانتینر
در تمام این سالهای اخیر از دل تمدن نوین چینی یک « رمانِ » ماندگار خارج نشده ، یک فیلمنامه و اثر سینمایی عالمگیر تولید نشده ، یک اثر موسیقایی که بین المللی شود تولید نشده است.
یک « شبکه تلویزیونی » یا روزنامه فاخر که در عرصۀ فرهنگ ، سیاست ، تحلیگرانِ زبده و خبره داشته باشد شکل نگرفته است.
از هر آنچه که به جوششهای انسانی و خلاقیت انسانی مرتبط می شود هیچ « آثار جدی » ای از میان تمدن نوین چین بیرون نیامده است . هیچ تحلیلگرِ چینی در سطح فرید زکریا ، یووال نوح هراری یا نویسنده ای در سطح هاروکی موراکامیِ ژاپنی بیرون نیامده است . از تمدن نوین چینی در این سالها تنها یک چیز بیرون آمده است و آن « کالا » است.
مدیرعامل سابق پاناسونیک ، آقای ماتسوشیتا ( که از شخصیتهای برجسته در اقتصاد و صنعت ژاپن بود ) کتابی نوشت و نام آن کتاب را گذاشت
« نخست انسان ، سپس کالا » پیرمردی که مجموعه معظم پاناسونیک را از یک کارگاه سیم کشی سه نفره بنیان نهاد ، در کتابی که محصول تجربه عمرش بود بر اهمیت « انسان و منابع انسانی » تاکید کرد و به اصول بنیادی سرشت انسان اشاره کرد.
در تمدن ژاپنی ( به رغم آن نظم سخت پادگانی ) اما احترام به انسان و پرداختن به « جوهره خلاقیت انسانی » امری فراموش شده نبود . اما در تمدن چینی « اصالت » به کالاست و از همینجاست که شاهدیم ازدل تمدن نوین چین ، نه موسیقی بیرون آمده ، نه شعر ، نه رمان ، نه سینما ، نه هر چیزی و هر امری که به نحوی از انحاء به جوهرۀ خلاقیت بشری مرتبط باشد . از دل تمدن چینی ، فقط « کالا » بیرون آمده. کالا و کالا. کانتینر و کانتینر. کشتی و کشتی.